۱۳۹۱ آذر ۹, پنجشنبه

43- نیستیه نیست نشده


خدا با آن همه ابهتش مرد ، خورشید با همه توانش خاموش شد ، همه چیز با همه چیزش تجزیه شد ، همه چیز نیست شد ، ولی تو ابدی هستی ، همه چیزت هم برود حتی یاد و خاطرت ، خواه ناخواه میمانی ، لا به لای چرخش الکترون و سکون پروتون ، لای جست و خیز هر فوتون و کوانتوم ، بین انزال دو هیدروژن هلیوم شده ،،، زنده ای ، هستی ، حتی اگر خدا نباشد تو لای به لای نیستی هم هستی

۱۳۹۱ آذر ۷, سه‌شنبه

42- حس تکراری لعنتی

میاد ، نمیشه جلوشو گرفت ، همیشه میاد ، شبیه دندون دردی که فقط سر وقت خاص اوج میگیره ، طولانی تر ، تو یه برحه طولانی تر ، دردناک تر ، خورنده تر ، سوزناک تر ، I`m Legend رو یادتونه ، شدم شبیه اون ، هر روز آزمایش یه راه تازه واسه نترسیدن ، واسه آرامش ، هر راهی هر آزمایشی خشونت بیشتری میاره ، درد بیشتر ، سوزش بیشتر ، دست و پا زدن تو یه مرداب واسه بالا اومدن و پایین رفتن بیشتر ، ترس از زنده موندن طولانی تو همچین محیطی گاهی از خود محیط دردناک تر میشه ، همه آزمایشا ، همه راه ها شاید فقط داره آرومم میکنه که زنده موندنم کوتاه تر میشه ، امیدوارم ، به تنها چیزی که امیدوارم اینه که تکرار بیشتر رفتن این راه های رفته و نرفته نزدیک ترم میکنه ، امیدوارم ، فقط امیدوارم 

۱۳۹۱ آذر ۱, چهارشنبه

41- روح


روح* بشر از بدو تولد به دنبال پرواز بوده ، به دنبال اوج گرفتن ، به دنبال رسیدن به منبع ، درخشش و کمال ، این درخشش ، این پاکی مطلق ، این انرژی دارای یک نیروی جاذبه نیز هست ، جاذبه نسبت به همه چیز خوب و بد ، زشت و زیبا ، تاریک و روشن
هر چه روح قوی تر عظیم تر و خالص تر ، قدرت جاذبه بیشتر
نسبت به محیط و شرایط و مسیر انتخابی میزان قدرت و ضعف روح فرد متفاوته ، بودند ارواحی که در حصر تن منبع شدند ، بودند منابعی فقط شایعات و دروغ ها روح تاریک و سخیفشون رو منبع کرده و خیلیا در راه رسیدن به همین منابع خواسته و ناخواسته به عمق تاریکی رفتند ، بودند ارواحی که با همه مسیر لجن آلودشون ، با همه سرب هایی سنگینشون کرده ، با همه محیط تاریکیشون به پرواز در اومدند و منبعی شدند کور کننده همه منابع دیگه

*روح : قسمتی از مغز که وظیفه تعالی احساسات خوب و بد رو به عهده داره

۱۳۹۱ آبان ۲۶, جمعه

40- جنگ

عمریه قلبم پرچم سفید آبکش شدشو با نا امیدی تکون میده ، عمریه آژیر قرمز مغزم روشنه ، بی وقفه ، عمریه صلیب سرخ و هلال احمر تنم در حال بازسازیه و شوک دادن به یه مُردست

میخوام فوش بدم ، میخوام لعنت بفرستم ، میخوام نفرین کنم ، میخوام تسلیم بشم ، بی فایدس

لعنت به هر چی پرچمه ، از سفید آبکش شدش تا همه اون پرچمای بدون استفاده دیگه
لعنت به هر چی آژیره ، ازون قرمز یه بند جیر کشش تا همه رنگای حتی یه بار تست نشدش
اعنت به هر صلیب سرخو هلال احمره که نه تونست زنده کنه که داره جسد بدبختو جزغاله میکنه

اصن لعنت به من به تو به اون به همه ، همه چی ، همه چی ، حتی ...

۱۳۹۱ آبان ۲۵, پنجشنبه

39- پناهنده

روانی باباته
من روانی نیستم فقط پناهنجوئم
پناهندگی میخوام از شر همون کوه آهنی ، از شر همون دریاچه عمیق سوزن ، از شر همون حجم سنگین تاریکی

پناه میبرم از شرشون به هر چی که فکرشو بکنی حتی دیونگنی ، حتی ...

۱۳۹۱ آبان ۱۳, شنبه

38- بشر در عالم حشر

عمری تنگ بازی در آوردیم واسه راه اومدن با دنیا غافل ازین که دنیا تنگ دوس داشت و بیشتر میکوبید ، گشاد کردیم غافل ازین که دنیا بی نهایت آلت در چنته دارد ، پاره شدیم غافل ازین که ماییم موجوداتی باگ دار به شکل آبکشی با بی نهایت سوراخ ، هستیم با دنیای حشر انگیزناکمان ، میدهیم بی بدون بی هیچ هستی که هست باشدمان .....